حدیث 1172

1172- 2-[1] مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ بْنِ عَبْدِالْعَزیزِ الْکَشّی فی کِتابِ الرِّجالِ عَنْ حَمْدَوَیهِ وَ إبْراهیمَ ابْنَی نُصَیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إسْماعیلَ الرّازی عَنْ أحْمَدَ بْنِ سُلَیمانَ عَنْ داوُدَ الرَّقّی قالَ: دَخَلْتُ عَلَی أبی‌عَبْدِاللهِ ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِداکَ کَمْ عِدَّةُ الطَّهارَةِ فَقالَ[2] ما أوْجَبَهُ اللهُ فَواحِدَةٌ وَ أضافَ إلَیها رَسولُ اللهِ ص واحِدَةً لِضَعْفِ النّاسِ وَ مَنْ تَوَضَّأ ثَلاثاً ثَلاثاً فَلا صَلاةَ لَهُ أنا مَعَهُ فی ذا حَتَّی جاءَهُ داوُدُ بْنُ زُرْبی- فَسَألَهُ عَنْ عِدَّةِ الطَّهارَةِ فَقالَ لَهُ ثَلاثاً ثَلاثاً مَنْ نَقَصَ عَنْهُ فَلا صَلاةَ لَهُ قالَ فَارْتَعَدَتْ فَرائِصی[3] وَ کادَ أنْ یدْخُلَنی الشَّیطانُ فَأبْصَرَ أبوعَبْدِاللهِ ع إلَی وَ قَدْ تَغَیرَ لَوْنی فَقالَ اسْکُنْ یا داوُدُ هَذا هُوَ الْکُفْرُ أوْ ضَرْبُ الْأعْناقِ قالَ فَخَرَجْنا مِنْ عِنْدِهِ وَ کانَ ابْنُ زُرْبی إلَی جِوارِ بُسْتانِ أبی‌جَعْفَرٍ الْمَنْصورِ- وَ کانَ قَدْ أُلْقی إلَی أبی‌جَعْفَرٍ أمْرُ داوُدَ بْنِ زُرْبی- وَ أنَّهُ رافِضی یخْتَلِفُ إلَی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ- فَقالَ أبوجَعْفَرٍ الْمَنْصورُ إنّی مُطَّلِعٌ إلَی طَهارَتِهِ فَإنْ هُوَ تَوَضَّأ وُضوءَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ- فَإنّی لَأعْرِفُ طَهارَتَهُ حَقَّقْتُ عَلَیهِ الْقَوْلَ وَ قَتَلْتُهُ فَاطَّلَعَ وَ داوُدُ یتَهَیأُ لِلصَّلاةِ مِنْ حَیثُ لا یراهُ فَأسْبَغَ داوُدُ بْنُ زُرْبی الْوُضوءَ ثَلاثاً ثَلاثاً کَما أمَرَهُ أبوعَبْدِاللهِ ع- فَما تَمَّ وُضوؤُهُ حَتَّی بَعَثَ إلَیهِ أبوجَعْفَرٍ الْمَنْصورُ فَدَعاهُ قالَ فَقالَ داوُدُ فَلَمّا أنْ دَخَلْتُ عَلَیهِ رَحَّبَ بی وَ قالَ یا داوُدُ قیلَ فیکَ شَیءٌ باطِلٌ وَ ما أنْتَ کَذَلِکَ [قالَ] [4] قَدِ اطَّلَعْتُ عَلَی طَهارَتِکَ وَ لَیسَ طَهارَتُکَ طَهارَةَ الرّافِضَةِ- فَاجْعَلْنی فی حِلٍّ وَ أمَرَ لَهُ بِمِائَةِ ألْفِ دِرْهَمٍ قالَ فَقالَ داوُدُ الرَّقّی الْتَقَیتُ أنا وَ داوُدُ بْنُ زُرْبی عِنْدَ أبی‌عَبْدِاللهِ ع- فَقالَ لَهُ داوُدُ بْنُ زُرْبی- جُعِلْتُ فِداکَ حَقَنْتَ دِماءَنا فی دارِ الدُّنْیا وَ نَرْجو أنْ نَدْخُلَ بِیمْنِکَ وَ بَرَکَتِکَ الْجَنَّةَ- فَقالَ أبوعَبْدِاللهِ ع فَعَلَ اللهُ ذَلِکَ بِکَ وَ بِإخْوانِکَ مِنْ جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ فَقالَ أبوعَبْدِاللهِ ع لِداوُدَ بْنِ زُرْبی حَدِّثْ داوُدَ الرَّقّی بِما مَرَّ عَلَیکُمْ حَتَّی تَسْکُنَ رَوْعَتُهُ فَقالَ فَحَدَّثْتُهُ بِالْأمْرِ کُلِّهِ قالَ فَقالَ أبوعَبْدِاللهِ ع لِهَذا أفْتَیتُهُ لِأنَّهُ کانَ أشْرَفَ عَلَی الْقَتْلِ مِنْ یدِ هَذا الْعَدُوِّ ثُمَّ قالَ یا داوُدَ بْنَ زُرْبی تَوَضَّأْ مَثْنَی مَثْنَی وَ لا تَزِدَنَ[5] عَلَیهِ فَإنَّکَ إنْ زِدْتَ عَلَیهِ فَلا صَلاةَ لَکَ.
——————————
[1]– رجال الکشّی 2- 600- 564.
[2]– فی نسخة زیادة- أما (هامش المخطوط) و کذا المصدر.
[3]– الفرائص- أوداج العنق و الفریصة واحدته. و اللحمة بین الجنب و الکتف (قاموس المحیط 2- 322) هامش المخطوط الثانی.
[4]– أثبتناه من المصدر.
[5]– فی المصدر- تزیدن.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام غیر معتبر است.
مرحوم کشی این حدیث را از حمدویه و ابراهیم فرزندان نصیر از محمد بن اسماعیل الرازی از احمد بن سلیمان از داود بن کثیر الرقی روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر دو نفر. یکی محمد بن اسماعیل الرازی که ثقه درجه دو است و دیگری احمد بن سلیمان که مجهول است.

روایت معتبر نیست، اما از آن‌جایی که گویی به روایت قبل نظر دارد، یک بار ترجمه‌اش را عرض می‌کنم و خودتان با روایت بالا که معتبر است، مقایسه کنید و ببینید به چه می‌رسید.
در این روایت از داود الرقی نقل شده است که نزد امام صادق علیه‌السلام رفتم و به ایشان عرض کردم که جانم فدای شما! اندازه طهارت چقدر است؟ ایشان فرمود آن‌چه را که الله واجب ساخته، یکی است و آن‌چه که رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله برای ناتوانی مردم اضافه کرده، یکی است و هر کس سه بار سه بار وضو بگیرد، نمازش، نماز نیست. من با ایشان در این زمینه مشغول صحبت بودم که داود بن زربی وارد شد و گوشه‌ای از خانه نشست و از ایشان همان سؤال من را درباره عدد طهارت پرسید. امام خطاب به او فرمود که سه بار سه بار و هر کس از آن بکاهد، نمازی برایش نیست. راوی می‌گوید که گوشت بدنم لرزید و نزدیک بود که شیطان در درونم نفوذ کند. امام در حالی که رنگم پریده بود، به من نگاهی انداخت و فرمودند که آرام باش ای داود! این همان کفر یا زدن گردن‌ها است. راوی می‌گوید که از نزد ایشان دور شدیم و ابن زربی در کنار بوستان ابوجعفر منصور بود و به منصور گزارش داده بودند که داود بن زربی، رافضی است و نزد جعفر بن محمد علیهماالسلام رفت و آمد دارد. منصور گفت که من از طهارت او آگاه می شوم، اگر هم‌چون وضوی جعفر بن محمد وضو بگیرد، متوجه می‌شوم، چرا که وضو گرفتن جعفر بن محمد را می‌شناسم و اگر مطلب بر وی ثابت شود و او را می کشم. پس در حالی که داود برای ادای نماز آماده می شد، در جایی مخفی شد. داود او را نمی دید و او همان گونه که امام صادق علیه‌السلام به وی فرمان داده بود، سه بار سه بار وضو گرفت و هنوز وضویش را به پایان نرسانده بود که ابوجعفر منصور به دنبال وی فرستاد و او را فرا خواند. داود نقل می‌کند که چون که نزد او رفتم، به من خوش آمد گفت و خطاب به من گفت که ای داود! درباره تو چیز باطلی گفته شده بود، در حالی که تو این گونه نیستی. بر وضوی تو آگاهی یافته‌ام، چرا که وضوی تو وضوی رافضی‌ها نیست، پس مرا حلال کن و دستور داد که به وی صد هزار درهم بدهند. راوی می‌گوید که داود بن زربی را نزد امام صادق علیه‌السلام دیدار کردم که خطاب به امام می‌گفت جانم به فدایت! خون‌های ما را در دار دنیا حفظ کردی و آرزو داریم که به یمن و برکت شما داخل در بهشت شوم. امام صادق علیه‌السلام هم فرمود که خداوند آن را برای تو و دیگر برادران مؤمنت محقق گرداند. سپس امام علیه‌السلام به داود بن زربی فرمود آنچه را بر تو گذشته با داود الرقی سخن بگو، تا ترس وی آرام گردد. او هم مرا ماجرا را برایم تعریف کردم، امام فرمود: بدین جهت بود که به او فتوا دادم، زیرا که او به دست این دشمن، در آستانه مرگ بود. سپس فرمود: ای داود بن زربی! دوبار دوبار وضو بگیر و بر آن چیزی نیفزای، چرا که اگر بیفزایی نمازی برایت نخواهد بود.
آن چه به بحث ما مربوط می‌شود این‌که فرمایش منسوب به امام که در دو جای این روایت به نوعی فرموده‌اند که سه بار شستن، ناقض وضو است، معتبر نیست که بخواهیم آن را مبنای استنباط فقهی قرار دهیم.
در ضمن بعید نیست این روایت غیر معتبر، برداشتی نادرست و پر و بال داده شده از روایت قبلی و حتی بعدی باشد.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه