حدیث 1124

1124- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإسْنادِهِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنِ الْقاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنانٍ عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع قالَ: الْمَضْمَضَةُ وَ الِاسْتِنْشاقُ مِمّا سَنَّ رَسولُ اللهِ ص.
——————————
[1]– التهذیب 1- 79- 203، الاستبصار 1- 67- 202، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 24 من أبواب الجنابة.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از قاسم بن عروه از عبدالله بن سنان روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: مجهول أیضا (مل).

در این حدیث آمده است که مضمضه و استنشاق از سنت‌های نبوی است، یعنی ایشان معمولا آن را انجام می‌دانند. پیش از این هم احادیثی در این مورد داشتیم و درباره مضمضه و استنشاق صحبت کردیم.
إن شاء الله ذیل یکی دو روایت دیگر، نکاتی را درباره سنت عرض می‌کنم که لازم است مد نظر داشته باشیم.
این‌جا خوب است خاطره‌ای را از عموی مرحومم نقل کنم که قابل تأمل است. ایشان حدود پانرده سال از پدر من بزرگ‌تر بودند و دو سال پیش هم از دنیا رفتند. متولد 1322 بودند و مدرسه را روستای محل زندگیشان شروع کردند و بعد به اصفهان رفتند. می‌گفتند قدیم‌ها که آب لوله‌کشی نبود و حمام‌های خانگی نبود، حمام‌های عمومی بود و خزینه و این جور چیزها. روستاها دو دسته بودند. بعضی از آن‌ها دست‌رسی حمام به آب راحت بود و حمامی هم فرد خوب و پای کاری بود، آب خزینه را زود به زود عوض می‌کرد و بهداشت نسبی برقرار بود، اما در بعضی روستاها، دست‌رسی به آب سخت بود، یا حمامی آدم نامناسب و تنبلی بود و آب را به موقع عوض نمی‌کرد. اول وقت آقایان می‌رفتند حزینه و بعد نوبت خانم‌ها می‌شد و قبل غروب، باز مردها می‌رفتند. خلاصه هر کاری در این خزینه‌ها انجام می‌شد. از غسل جنابت و حیض گرفته تا شستن بدن کثیف و عرق کرده و … تازه این‌ها کارهای مربوط به حمام بود و بزرگ و کوچک گاهی کارهای دیگر هم در خزینه می‌کردند، آن قدر که گاهی حمامی باید ماهی‌گیری می‌کرد و کثافتی را از آب می‌گرفت. حالا من مطلب را خیلی باز نمی‌کنم. ایشان می‌گفتند که کثافت این دست حمام‌ها به گونه‌ای بود که در فصل‌های سرد سال، اول سحری، لایه‌ای از چرک و کثیفی، مثل لایه پنبه نازک، روی آب بسته می‌شد که حمامی‌ها با پارو و دستمال آن‌ها را جمع می‌کردند که ظاهر آب تمیز به نظر برسد. به شوخی هم می‌گفتند که این لحاف خزینه است که خزینه نچاد، یعنی سرما نخورد. خلاصه خودتان حساب کنید که در بعضی حمام‌ها، چه وضع کثافتی بوده است. حالا افراد روستا از ملای ده هم شنیده بودند که مضمضه و استنشاق قبل وضو و غسل، خیلی مستحب است و این‌ها هم به تبع حرف ملا، همان آب کثات را در دهان می‌کردند و به بینی استنشاق می‌کردند. این می‌شود تبعیت جاهلانه از احکام عملی. هم ملای ده جاهل بود و هم مردم آن‌جا. البته طبیعتا تقصیر ملای ده، مهم‌تر بوده است. ببینید، نمی‌خواهم بگویم دلیل توصیه به مضمضه و استنشاق قبل از وضو و غسل، فقط این است، چون می‌دانیم دلایل دیگری هم دارد که پیش از این عرض کرده‌ام، بلکه می‌خواهم بگویم شاید یکی از دلایلش این باشد که یعنی آب وضو و غسل، چنان تمیز باشد که منشتت بکشد آن را در دهان یا بینی کنی. یعنی مضمضه و استنشاق، مبنایی برای تشخیص تمیزی آب مناسب برای وضو و غسل است. خوب است روی این هم فکر کنید.
ما این مشکل را در سایر احکام هم داریم. مثلا همین حجابی که حکومت خیلی هم روی آن حساسیت داشت. بعضی خانم‌ها که مقید هستند و فتوای مشهور درباره حجاب را هم قبول دارند، اما در محافل خانگی، گاهی چادری سر می‌کنند و حتی رو هم می‌گیرند که چنان نازک است که رنگ بدن و لباس آستین‌کوتاهشان از زیر چادر معلوم است. من هم در تهران و اصفهان و مشهد دیده‌ام و هم در بندرعباس و جنوب ایران که آن‌جاها چادر نازک، هنوز هم خیلی رایج است. یا پدر یکی از دوستان قمی که بقالی داشت، حالا به قول خودش مینی‌سوپر داشت، تعریف می‌کرد که خانم، چادر سر کرده است، نازک هم نیست، رویش را هم محکم گرفته است، اما زیرش لباس رکابی دارد و می‌آید سر کوچه خرید، بعد به من فروشنده می‌گوید از آن بده و با دستش اشاره می‌کند. بیرون آمدن دست از زیر چادر همانا و معلوم شدن خیلی چیزها همانا. این‌ها فقط ظاهر پوشش و حجاب را فهمیده‌اند، چیزی شبیه همان داستان مضمضه و استنشاق و خزینه‌های قدیمی. انسان باید سعی کند حکمت و فلسفه احکام را هم درک کند، ولو فقط بخشی یا فرازهایی از آن باشد. این وظیفه مردم عادی هست، اما خیلی بیش‌تر از آن‌ها، وظیفه اهل علم است، حالا هر چه خود را عالم‌تر بداند، وظیفه‌اش بیش‌تر و خطیرتر است. برویم سراغ روایت دوم.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه