حدیث 1113
1113- 10-[1] وَ فی الْخِصالِ بِإسْنادِهِ الْآتی [2] عَنْ عَلی ع فی حَدیثِ الْأرْبَعِمِائَةِ قالَ: لا یتَوَضَّأُ الرَّجُلُ حَتَّی یسَمّی یقولُ قَبْلَ أنْ یمَسَّ الْماءَ بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنَ التَّوّابینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ فَإذا فَرَغَ مِنْ طَهورِهِ قالَ أشْهَدُ أنْ لا إلَهَ إلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ ص فَعِنْدَها یسْتَحِقُّ الْمَغْفِرَةَ.
أحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خالِدٍ الْبَرْقی فی الْمَحاسِنِ عَنِ ابْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ وَ عَنْ عَلی ع مِثْلَهُ[3].
——————————
[1]– الخصال 628.
[2]– یأتی فی الفائدة الأولی من الخاتمة- برمز (ر).
[3]– المحاسن 46- 62.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه دو است.
شیخ صدوق این حدیث را از پدرش از سعد بن عبدالله از محمد بن عیسی بن عبید الیقطینی از قاسم بن یحیی بن حسن بن راشد از جدش از ابوبصیر الاسدی و محمد بن مسلم روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر دو نفر. یکی ابن عبید الیقطینی که ثقه مشروط است که البته مشکلی در اینجا ایجاد نمیکند و دیگری حسن بن راشذ که از ثقات درجه دو است.
احمد بن محمد بن خالد البرقی هم شبیه این حدیث را مرسلا از محمد بن مسلم روایت کرده است.
در این حدیث آمده است که فرد تا اسم نیاورده است، وضو نگیرد و این اسم آوردن را اینگونه توضیح میدهند که قبل از آنکه آب را لمس کند، بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللّهُمَّ اجْعَلْنی مِنَ التَّوّابینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ» و هنگامی که تمام شد، بگوید: «أشْهَدُ أنْ لا إلَهَ إلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ ص فَعِنْدَها یسْتَحِقُّ الْمَغْفِرَةَ».
عبارت اول که شبیه همان عبارت روایت 1105 است، اما عبارت دوم، متفاوت است.
عنایت داشته باشید که لحن روایت بیانگر تأکید و در نتیجه استحباب بسیار زیاد است. در ضمن معلوم است که منظور از «یسمی» در این حدیث، ذکر الله است و نَه نیت، لذا اگر بخواهیم به کمک این حدیث، حدیث 1109 را معنا کنیم، نمیتوانیم معنای آنجا را به نیت بزنیم.
همینطور معلوم میشود که تسمیه فقط «بسم الله» نیست، چرا که بعد آن «اجْعَلْنی مِنَ التَّوّابینَ وَ اجْعَلْنی مِنَ الْمُتَطَهِّرینَ» هم آمده است.