حدیث 1088
1088- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنْ عَلی بْنِ إبْراهیمَ عَنْ أبیهِ عَنِ ابْنِ أبیعُمَیرٍ عَنْ أبیأیوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع فی حَدیثٍ قالَ وَ ذَکَرَ الْمَسْحَ فَقالَ امْسَحْ عَلَی مُقَدَّمِ رَأْسِکَ وَ امْسَحْ عَلَی الْقَدَمَینِ وَ ابْدَأْ بِالشِّقِّ الْأیمَنِ.
——————————
[1]– الکافی 3- 29- 2.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از علی بن ابراهیم القمی از پدرش از محمد بن ابیعمیر از ابوایوب الخزاز از محمد بن مسلم روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: حسن (مل).
در این حدیث، وقتی درباره مسح صحبت شد، امام صادق علیهالسلام فرمودهاند که بر مقدم سر مسح کن و بر دو قدمت هم مسح کن و بعد میفرمایند که از سمت راست هم شروع کن.
شیخ حر از این حدیث، استفاده لزوم مسح و عدم جواز شستن را کردهاند، اما به چند دلیل این لزوم، برای ما نَه تنها قطعی نیست، بلکه قرینهای بر عدم قطعیت آن داریم.
اگر بخواهیم بر مبنای خودمان پیش برویم که خب! تکلیف روشن است و ایشان دارند حداقل موظف را میفرمایند و بر خلاف روایت بعدی، دلیل درون متنی بر لزوم نیست. اتفاقا به قرینه خارجیه، تأیید میشود که این فرمایش در بیان حداقل هستند. یکی دو روایت داشتیم، مثلا روایت 1032 که به وضوح و صراحت، بیان میکرد که مطلوب اولیه الله تعالی، شستن سر و پا بوده است و به جهت «أقَلِّ النّاسِ طاقَةً مِنْ أهْلِ الصِّحَّةِ»، تخفیفی داده شده است.
اما نکته دوم، درباره عبارت «ابْدَأْ بِالشِّقِّ الْأیمَنِ»، اگر ما بودیم و فقط این روایت، طبق قاعده خودمان باید بگوییم تقدم راست بر چپ توصیهای است. البته روایات متعددی داشتیم که بیان میکرد نبی مکرم و ائمه اطهار، ابتدا دست راست را میشستند و بعد دست چپ را الی آخر. اگر کسی از آن روایات استفاده لزوم کند، قرینهای است بر اینکه این امر در اینجا از باب بیان لزوم است، اما اگر بگوید که معمول انسانها که راستدست هستند، عادتا ابتدا دست راست را میشوند و بعد چپ را، عادتا با دست راست مسح میکشند، عادتا ابتدا پای راست را با دست راست و پای چپ را با دست چپ مسح میکنند و آنچه در گزارشهای قبلی آمده، بیانگر لزوم نیست، آن وقت ناچار است بگوید که قرینه خارجی نداریم و باید به اصل مراجعه کنیم. حالا اگر مبنای مشهور را داشته باشد، این امر، میشود لزومی و آن کارها هم میشود لازم، اما اگر مبنای ما را داشته باشد، این کار میشود تنزیهی و آن کارها هم میشود مستحب. اگر بخواهم انصاف را رعایت کنم و از اجماع و شهرت فاصله بگیرم، هنوز دلیلی بر لزوم تقدم راست بر چپ در افعال وضو نداریم.