حدیث 1070
1070- 5-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلی بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ أبیالْعَلاءِ قالَ: سَألْتُ أباعَبْدِاللهِ ع عَنِ الْمَسْحِ عَلَی الرَّأْسِ فَقالَ کَأنّی أنْظُرُ إلَی عُکْنَةٍ فی قَفا أبی یمِرُّ عَلَیها یدَهُ وَ سَألْتُهُ عَنِ الْوُضوءِ بِمَسْحِ الرَّأْسِ مُقَدَّمِهِ وَ مُؤَخَّرِهِ فَقالَ کَأنّی أنْظُرُ إلَی عُکْنَةٍ فی رَقَبَةِ أبی یمْسَحُ عَلَیها.
أقولُ: حَمَلَهُ الشَّیخُ عَلَی التَّقیةِ وَ کَذا ما قَبْلَهُ لِأنَّهُ مَذْهَبُ بَعْضِ الْعامَّةِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 91- 242، و الاستبصار 1- 61- 180.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به احمد بن محمد بن عیسی الاشعری که معتبر درجه یک است، از علی بن حکم از حسین بن ابیالعلاء روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: حسن (مل).
این حدیث هم آقایان را به زحمت انداخته است و معمولا به تبع شیخ، آن را حمل بر تقیه کردهاند. در این حدیث آمده است که حسین بن ابیالعلا از امام صادق علیهالسلام درباره مسح بر سر سؤال می کند. ایشان میفرمایند که به پدرم نگاه میکنم که غدهای پشت سرشان بود و دستشان را بر آن مرور میدادند. راوی میگوید که درباره وضو با مسح سر بر جلو و عقل آن سؤال کردم. امام باز هم همان جواب را میدهند، با این تفاوت که فرمودند غده پشت گردن.
تا جایی که من میدانم، لزوم مسح جلو و عقب سر، مذهب همه عامه نیست و بسیاری از آنها، مسح همه سر را مستحب میدانند، لذا حمل بر تقیه سخت است. علاوه بر این، امام معصوم به امام قبل خود دروغ نمیبندد، لذا اگر بخواهیم این حدیث را بر حمل بر تقیه کنیم، باید پای توریه را وسط بکشیم. اما مهمتر آنکه میبینیم که امام علیهالسلام تصریحی بر این ندارند که پدرشان در وضو و به عنوان مسح سر وضو، به پشت سر یا گردنشان دست کشیدند، لذا شاید این دست کشیدن برای غسل بوده است، یا چیز دیگری. میبینید که نمیخواهم بگویم حمل این روایت بر توریه مقبول نیست، بلکه عرضم این است که لزومی هم ندارد. دیدیم که مسح مقدم سر، آن هم تازه بخشی از آن، برای مسح سر وضو کافی است، اما بیشتر آن هم مشکلی ندارد.