حدیث 1059
1059- 3-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنِ الْقاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیرٍ عَنْ زُرارَةَ عَنْ أبیعَبْدِاللهِ ع فی الرَّجُلِ ینْسَی مَسْحَ رَأْسِهِ حَتَّی دَخَلَ فی الصَّلاةِ قالَ إنْ کانَ فی لِحْیتِهِ بَلَلٌ بِقَدْرِ ما یمْسَحُ رَأْسَهُ وَ رِجْلَیهِ فَلْیفْعَلْ ذَلِکَ وَ لْیصَلِّ الْحَدیثَ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 89- 235، و الاستبصار 1- 74- 229 و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 35 من هذه الأبواب.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از قاسم بن عروه از عبدالله بن بکیر از زراره بن اعین روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: مجهول (مل).
در این حدیث هم مانند دو حدیث قبل، آمده است که اگر کسی مسح سر را فراموش کرد و وارد نماز شد، چنانچه در محاسنش رطوبتی به اندازه مسح سر و پاها بود، با آن مسح را انجام بدهد و نماز را اقامه کند.
سؤالات مربوط به نماز را که بگذاریم برای جای خودش، نکته شاید متفاوت در این حدیث این است که طرف مسح سر را فراموش کرده است، اما امام علیهالسلام میفرمایند که اگر رطوبت به اندازه مسح سر و پاها بود، چنین کند. البته این نکته مهم است که «واو» بین «رأسه و رجلیه» را واو عطف بگیریم، یا فصل. یعنی امام میخواهند بگویند که اگر به اندازه مسح سر و پا بود، چنین کن، یا میخواهند بفرمایند که اگر به اندازه مسح سر یا پا بود، چنین کن.
اگر «واو» را عطف بگیریم که موافق قاعده است، چرا که ظهور اولیه «واو» در عطف است، یعنی در این شرایط، اگر به اندازه مسح سر و پا بود، چنین کن، اما اینکه اگر نبود، چه کند، این حدیث حرفی ندارد. در این صورت میشود گفت که گویی منظور امام علیهالسلام این است که اگر مسح سر جا انداختی، باید هم سر و هم پا را مسح کنی و لذا به این اندازه باید آب باشد.
اما اگر «واو» را فصل بگیریم، یعنی اگر به اندازه مسح سر یا پا، آب بود، چنین کند. در این صورت، امام علیهالسلام دارند حکم فراموشی مسح سر را به مسح پا هم تعمیم میدهند و مطلب قبلی، یعنی لزوم مسح پا، بعد از مسح سر، در فرض مورد نظر این حدیث، معلوم نیست.
توجه داشته باشید که این حدیث هم مانند دو حدیث قبل، درباره کسی است که وسط نماز است و یادش میآید که مسح را جا انداخته است.