حدیث 1057

1057- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإسْنادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِاللهِ عَنْ موسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ وَهْبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلی الْوَشّاءِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمّادٍ عَمَّنْ أخْبَرَهُ عَنْ أبی‌عَبْدِاللهِ ع قالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ ینْسَی مَسْحَ رَأْسِهِ وَ هُوَ فی الصَّلاةِ قالَ إنْ کانَ فی لِحْیتِهِ بَلَلٌ فَلْیمْسَحْ بِهِ قُلْتُ فَإنْ لَمْ یکُنْ لَهُ لِحْیةٌ قالَ یمْسَحُ مِنْ حاجِبَیهِ أوْ مِنْ أشْفارِ عَینَیهِ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 59- 165، و الاستبصار 1- 59- 175.

طریق این حدیث به معصوم علیه‌السلام معتبر درجه دو است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به سعد بن عبدالله القمی که معتبر درجه یک است، از موسی بن جعفر بن وهب از حسن بن علی الوشاء از خلف بن حماد الاسدی از من اخبره روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند، مگر نفر آخر که ابتداء مجهول است، اما به واسطه خلف بن حماد، توثیق درجه دو می‌شود.
* * *
علامه مجلسی: مرسل (مل).

در این حدیث آمده است که از امام صادق علیه‌السلام سؤال می‌شود که فردی که مسح سر را فراموش کرده، وارد نماز شده است. ایشان هم در جواب می‌فرمایند که اگر در ریشش رطوبتی هست، پس به واسطه آن مسح کند. سؤال می‌شود که اگر ریشش نداشت چه؟ در جواب می‌فرمایند که با ابرویش مسح کند، یا از مژه‌هایش.
بسیار خب! این‌جا چند سؤال مطرح می‌شود.
1. آیا این ترتیب مهم است؟ یعنی اگر ریش داشت و رطوبتی هم در ریشش بود، نمی‌تواند با رطوبت ابرو و مژه‌ها مسح کند؟
2. اگر این‌ها خشک بود، یا نبود، می‌تواند از رطوبت بین مچ تا مرفق که برای مسح کمک بگیرد. بیش‌تر ما مردها که این قسمت دستمان مو دارد، تجربه این را داریم که آب برای مدت بیش‌تری در آن می‌ماند. مثل ریش، البته برای امثال بنده که محاسن داریم. کسانی که ریش ندارند، یا ریششان کوتاه است، ولی دستشان مو دارد، صورتشان و حتی ابروهایشان، چه بسا زودتر از دست‌ها خشک شود.
3. آیا این فرمایشات امام علیه‌السلام به معنای این است که نمی‌شود از آب خارج اعضای وضو برای مسح استفاده کرد و این‌که ایشان رطوبت این سه عضو را گفته‌اند، از باب راحتی و دم‌دست بودن این رطوبت و مانند این‌ها گفته‌اند، یا حصر در این‌ها دارد.
اگر کسی بخواهد خیلی نصگرا و اخباری باشد، در مورد سؤال اول، باید بگوید که این روایت دارد ترتیب را می‌گوید، مگر خلاف آن بعدا ثابت شود. اما اگر اصولی برخورد کند، ممکن است بگوید، لزومی از ترتیب در این حدیث نیست و چه بسا اگر امام علیه‌السلام ابتدا رطوبت محاسن را گفته‌اند، چون معمولا افراد آن عصر ریش داشته‌اند و رطوبت آن دیر خشک می‌شود، بیش‌تر است، دم‌دستی‌تر است و مانند این‌ها.
اما در مورد دو سؤال بعدی که دستشان گردن هم است، می‌دانیم که اثبات شیء، نفی ما عدا نمی‌کند و تا وقتی که دلیلی بر حصر این کار درباره رطوبت ریش و ابرو و مژه نداریم، ممکن است سایر موارد باشد، یا نباشد. از آیه قرآن که چیزی معلوم نیست، لذا باید ببینیم آیا روایات معتبری داریم که موارد مذکور در سؤال دوم و سوم را نفی یا اثبات کنند یا خیر؟ اگر داشتیم که، سلمنا، تکلیف روشن است، اما اگر نداشتیم، آن وقت می‌رویم سراغ اصول عملیه و غیره. پس ببینیم روایا بعدی چه می‌گویند.
البته این‌جا سؤالات دیگری هم درباره وضو مطرح می‌شود. اول این‌که آیا این فرد، فقط باید مسح جاافتاده را که در این‌جا مسح سر است، انجام دهد، یا باید اعمال بعد آن، یعنی مسح پاها را تکرار کند. دیگر این‌که اگر فاصله پایان وضو تا این یادآوری زیاد شده بود، بابد از اول وضو بگیرد، یا به هر حال، فقط باید مسح، یا مسح‌ها را انجام دهد. این سؤالات را داشته باشید، تا در آینده به آن‌ها برسیم.
در ضمن این مطلب را داشته باشید که سؤال درباره کسی است که وسط نماز است و یادش می‌آید که مسح را جا انداخته است.
این حدیث، درباره نماز هم سؤالاتی را به ذهن می‌آورد که بگذاریم برای زمان خودش.

فهرست مطالب

باز کردن همه | بستن همه