حدیث 1053 و جمعبندی این باب (موقت)
1053- 1-[1] مُحَمَّدُ بْنُ یعْقوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ وَ غَیرِهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زیادٍ عَنْ عَلی بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْهَیثَمِ بْنِ عُرْوَةَ التَّمیمی قالَ: سَألْتُ أباعَبْدِاللهِ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعالَی فَاغْسِلوا وُجوهَکُمْ وَ أیدیکُمْ إلَی الْمَرافِقِ[2] فَقُلْتُ هَکَذا وَ مَسَحْتُ مِنْ ظَهْرِ کَفّی إلَی الْمِرْفَقِ فَقالَ لَیسَ هَکَذا تَنْزیلُها إنَّما هی فَاغْسِلوا وُجوهَکُمْ وَ أیدیکُمْ مِنَ الْمَرافِقِ ثُمَّ أمَرَّ یدَهُ مِنْ مِرْفَقِهِ إلَی أصابِعِهِ.
وَ رَواهُ الشَّیخُ بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یعْقوبَ[3]
أقولُ: حَمَلَهُ الشَّیخُ عَلَی أنَّ هَذا قِراءَةٌ جائِزَةٌ فی الْآیةِ وَ یحْتَمِلُ أنْ یکونَ الْمُرادُ بِالتَّنْزیلِ التَّفْسیرَ وَ الْحَمْلَ وَ التَّأْویلَ فَحاصِلُهُ أنَّ إلَی فی الْآیةِ بِمَعْنَی مِنْ کَما یقالُ نَزَّلَ الشَّیخُ الْحَدیثَ عَلَی کَذا وَ یمْکِنُ تَنْزیلُهُ عَلَی کَذا ثُمَّ إنَّ أحادیثَ کَیفیةِ الْوُضوءِ وَ غَیرِها مِمّا مَضَی[4] وَ یأْتی[5] تَدُلُّ عَلَی الْمَطْلوبِ وَ إلَی فی الْآیةِ إمّا بِمَعْنَی مِنْ أوْ بِمَعْنَی مَعَ کَما قالَهُ الشَّیخُ وَ أوْرَدَ لَهُ شَواهِدَ أوْ لِبَیانِ غایةِ الْمَغْسولِ لا الْغَسْلِ لِأنَّهُ أقْرَبُ إلَیهِ مُضافاً إلَی إجْماعِ الطّائِفَةِ الْمُحِقَّةِ عَلَیهِ وَ تَواتُرِ النُّصوصِ بِهِ.
——————————
[1]– الکافی 3- 28- 5.
[2]– المائدة 5- 6.
[3]– التهذیب 1- 57- 159.
[4]– تقدم ما یدلّ علیه فی الباب 15 من أبواب الوضوء.
[5]– یأتی فی الحدیث 3 من الباب 32 من أبواب الوضوء.
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام غیر معتبر است.
ثقةالاسلام الکلینی این حدیث را از محمد بن حسن الطائی و غیر او، از سهل بن زیاد از علی بن حکم از هیثم بن عروه التمیمی روایت کرده است که غیر محمد بن حسن الطائی ابتداء مجهول هستند، اما اولاً به واسطه ثقةالاسلام الکلینی، توثیق درجه دو میشوند و ثانیاً در عرض محمد بن حسن الطائی هستند. سایرین همه از ثقات درجه یک هستند، مگر سهل بن زیاد که بسیار ضعیف است.
* * *
علامه مجلسی: ضعیف علی المشهور (مر). ضعیف (مل).
این حدیث، از آن حدیثها است که بعضی آقایان، اصلش را رها میکنند و فرعش را قبول میکنند.
در این حدیث ادعا شده است که وقتی از امام صادق علیهالسلام درباره این بخش از آیه وضو: «فَاغْسِلوا وُجوهَکُمْ وَ أیدیکُمْ إلَی الْمَرافِقِ» سؤال شد، ایشان از کف دست تا مرفق را دست کشیدند و فرمودند که این گونه نیست. تنزیل واقعی این آیه اینگونه است: «فَاغْسِلوا وُجوهَکُمْ وَ أیدیکُمْ مِنَ الْمَرافِقِ» و بعد، دست خود را از مرفق تا انگشتان مرور دادند. تا این جا دیدیم که این روایت، تنها روایتی است که به صراحت شستن دست از پایین به بالا را ممنوع کرده و از بالا به پایین، لازم میداند. طریق این روایت، به معصوم علیهالسلام، برای ما معتبر نیست، لذا نَه این حکم را میپذیریم و نَه این را که امام علیهالسلام در اینجا دارند تحریف در قرآن را بیان میکنند که در اصلف «من المرافق» بوده و «من» را به «إلی» تحریف کردهاند. حالا اگر کسی اصرار دارد اولی را بپذیرد، باید تحریف را هم بپذیرد. نمیشود فرع فقهی را از این روایت گرفت و به آن حکم داد و آن قسمتنش مربوط به اصل و عقایداست و تحریف قرآن قرآن، نپذیرفت.
باز تأکید میکنم که تکلیف ما و امثال ما روشن است. طریق این حدیث، به واسطه سهل بن زیاد، برای ما معتبر نیست، لذا نَه حکم فقهی آن برای ما حجت است و نَه این روایت، دلیلی بر تحریف قرآن است. آن هم تحریفی معنا دار و مهم و نَه توجیهات نچسب مرحوم شیخ حر لازم است.
* جمعبندی این باب (موقت):
معلوم شد که هنوز دلیلی بر لزوم شستن دست یا صورت، از بالا به پایین نداریم و هر چند بسیاری از انسانها، معمولا شستنها را از بالا به پایین انجام میدهند، اما اگر این قاعده در وضو رعایت نشد، دلیلی بر نادرستی و بطلان وضو نیست.