حدیث 1052 و جمعبندی این باب (موقت)
1052- 3-[1] وَ بِإسْنادِهِ عَنِ الْحُسَینِ بْنِ سَعیدٍ عَنْ یونُسَ عَنْ عَلی بْنِ رِئابٍ قالَ: سَألْتُ أباعَبْدِاللهِ ع الْأُذُنانِ مِنَ الرَّأْسِ قالَ نَعَمْ قُلْتُ فَإذا مَسَحْتُ رَأْسی مَسَحْتُ أُذُنَی قالَ نَعَمْ کَأنّی أنْظُرُ إلَی أبی وَ فی عُنُقِهِ عُکْنَةٌ[2] وَ کانَ یحْفی رَأْسَهُ إذا جَزَّهُ کَأنّی أنْظُرُ وَ الْماءُ ینْحَدِرُ عَلَی عُنُقِهِ.
قالَ الشَّیخُ هَذا مَحْمولٌ عَلَی التَّقیةِ لِأنَّهُ موافِقٌ لِلْعامَّةِ وَ مُنافٍ لِظاهِرِ الْقُرْآنِ وَ حَمَلَهُ صاحِبُ الْمُنْتَقَی أیضاً عَلَی التَّقیةِ
أقولُ: وَ لا تَصْریحَ فیهِ بِالْوُضوءِ فَلَعَلَّ السُّؤالَ عَنِ الْغُسْلِ وَ الْمُرادُ بِالْمَسْحِ إمْرارُ الْیدِ عَلَی الْجَسَدِ بَعْدَ صَبِّ الْماءِ بِقَرینَةِ قَوْلِهِ وَ الْماءُ ینْحَدِرُ عَلَی عُنُقِهِ وَ یحْتَمِلُ کَوْنُ السُّؤالِ عَنْ مَسْحِ الرَّأْسِ الْمُسْتَحَبِّ بَعْدَ الْحَلْقِ بِقَرینَةِ قَوْلِهِ وَ کانَ یحْفی رَأْسَهُ إذا جَزَّهُ وَ اللهُ أعْلَمُ.
——————————
[1]– التهذیب 1- 62- 169.
[2]– العکنة فی الأصل- الطی الذی فی البطن من السمن و المراد به هنا ما کان فی العنق، (منه قده عن المنتقی)، راجع منتقی الجمان 1- 152 (راجع لسان العرب 12- 288).
طریق این حدیث به معصوم علیهالسلام معتبر درجه یک است.
شیخ الطائفه این حدیث را به طریق خود در التهذیب و الإستبصار به حسین بن سعید الاهوازی که معتبر درجه یک است، از یونس بن عبدالرحمن از علی بن رئاب روایت کرده است که همه از ثقات درجه یک هستند.
* * *
علامه مجلسی: صحیح (مل).
این حدیث را اگر با دقت مطالعه کنیم، به مشکلی بر نمیخوریم که بخواهیم ببینیم از باب تقیه بوده است، یا خیر.
در حدیث آمده است که از امام صادق علیهالسلام سؤال شد که آیا دو گوش از سر است؟ ایشان هم فرمودند که بله، برای همین وقتی سرم را دست میکشم،گوشم را هم دست میکشم. بعد در ادامه میفرمایند که گویی به پدرم را نگاه میکنم که در گردنشان عکنهای است و هنگامی که سرشان را هنگام تراشیدن یا کوتاه کردن، اصلاح میکردند، آب بر گردنشان پایین میآید.
درست که سؤال درباره گوش و سر است، اما در مورد محدوده مسح سر به هنگام وضو نیست، کما اینکه دو طرف سر و پشت آن هم جزء سر هست، اما جزء مسح سر نیست. به عبارت دیگر، گوشها هم جزء سر هستند و بر منکرش لعنت. امام علیهالسلام هم همین را میفرمایند، اما نَه تنها اشارهای به یا قرینهای به وضو نیست که اتفاقا از ادامه روایت که درباره گردن است، معلوم میشود که گفت و گو، ربطی به وضو ندارد. شاید درباره غسل است، کما این که مرحوم شیخ حر هم احتمال آن را دادهاند. البته ایشان احتمالات دیگری هم دادهاند که فعلا از بحث ما خارج است.
و نهایت اینکه هر جا مسح دیدیم، منظور مسح سر و پا در وضئ نیست، کما اینکه در روایت طریقه وضو، درباره دست کشیدن به دست، برای شستن کامل آن هم مسح آمده است. مسح یعنی دست کشیدن. و السلام.
* جمعبندی این باب (موقت):
معلوم شد که جمعبندی باب قبل، به قوه خود باقی است.