فَلَمّا ذَهَبوا بِهِ وَ أجْمَعوا أنْ یَجْعَلوهُ فی غَیابَتِ الْجُبِّ وَ أوْحَیْنا إلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا یَشْعُرونَ (۱۵)
پس هنگامی که بردند او را و جمع شدند تا قرار دهند او را در نهانخانه چاه، و وحی کردیم به سوی او: «قطعاً خبر خواهی کرد آنها را به این کارشان در حالی که آنها درک نمیکنند». (۱۵)
و چون او را ببردند و هم سخن شدند که در قعر چاهش کنند بدو وحی کردیم که آنها را از این کارشان خبر دار خواهی کرد و آنها [از تو] بیخبرند (۱۵)
پس وقتی او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین کردند]. و به او وحی کردیم که قطعا آنان را از این کارشان- در حالی که نمیدانند- با خبر خواهی کرد. (۱۵)
پس چون او را بردند و تصمیم گرفتند که در نهانگاه چاهش قرار دهند (جنایتشان را انجام دادند) و ما (در همانجا) به وی وحی کردیم که (روزی) آنها را از این کارشان خبر خواهی داد در حالی که آگاه نباشند (تو آنها را بشناسی و آنها تو را نشناسند). (۱۵)
کتابخانه موسسه حکمت اسلامی احتجاج